جدیدترین مطلب وادقان

شب هاي قدر و ياد گذشتگان

News image

با فرارسيدن شب‌هاي قدر كه شب‌هاي نزول قرآن است ‌، روزه داران با خواندن قرآن و ادعيه مخصوص اين شب‌ها و قرآن به سر گذاشتند مراسم اين شب را با شكوه هر چه تمامتر برگزار كنند. در عين حال در اين شب‌ها ياد گذشتگان و كساني كه اين شب‌ها را با شكوه برگزار مي‌كردند نيز تداعي مي‌شود. اگر بخواهيم از اين افراد ياد كنيم ابتدا بايد ياد روحانيون كه نقش اصلي را در اين شب‌ها بعهده داشتند، گرامي بداريم....

ادامه متن

مطلب پرطرفدار

از تعديل اقتصادي تا تحول اقتصادي

News image

برخي مي‌گويند كه اين طرح  (طرح هدفمند كردن يارانه‌ها ) را به تعويق بياندازيد. اما همين گروه مي‌دانند كه هرچه ديرتر طرح به اجرا در آيد، پيامدهاي همه‌جانبه آن در آينده بيشتر مي‌شود؛ چرا كه به استفاده بد از منابع عادت كرده‌ايم. برخي مي‌گويند: چرا آثار اجراي اين طرح را نبايد آينده‌گان تحمل كنند و همه مي‌دانند كه اين اظهارنظر از صداي پدر و مادر امروز براي فرزندان فردا شنيده نمي‌شود.   محمود احمدي‌نژاد ـ رييس جمهور در حالي از موضوع...

ادامه متن
از عمه خانم تا دكتر محمود
نوشته شده توسط محمود نظری   
يكشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۵۶

طبابت در روستا ما به موازات تغييرات در علم طب تغيير پيدا كرده‌است‌. اين تغييرات در جهت افزايش اميد به زندگي و مبارزه با بيمارهاي ساده‌اي كه منجر به فوت افراد و به ويژه كودكان ، بوده‌است. داروهاي گياهي جاي خود را داروهاي شيميايي داده است و پزشك جايگزين حكيم شده است.

در قديم به دكتر و يا بهتر بگويم پزشك، حكيم مي‌گفتند.حكيم بيشتر بر اساس طب سنتي و داروهاي گياهي طبابت مي‌كرد و براي معالجه مردم به نوبت به روستا‌ها مي‌رفت. حكيم در هر روستاي در خانه يك نفر  مستقر بود و  با صاحب خانه به اصطلاح «خانه خواه» بود. يكي از افراد آن خانه نيز به او در موقع طبابت كمك مي‌كردكه در روستا ما «عمه خانم» دختر صاحب خانه دستيار حكيم بود. عمه خانم علاوه بر اينكه به او كمك مي‌كرد طبابت را  از او ياد مي‌گرفت و در غياب حكيم به مداواي مردم مي‌پرداخت. از آنجا كه عمه خانم طبابت را به خوبي فرا گرفته بود، در بين روستاهاي اطراف مشهور شده بود، مردم اين مناطق نيز نزد او مي‌آمدند. طبابت نيز بر اساس مزاج چهارگانه صورت مي‌گرفت. به عبارت ديگر فرد مريض كسي بود كه مزاج‌هاي چهارگانه او  از تعادل خارج شده است و حكيم بايد اين تعادل را برقرار نمايد. علاوه بر مرحوم عمه خانم، والده استاد علي محسني و والده اخوان مصلحي (حاج اباصلت و مرحوم حاج فلامرز) نيز طبيب روستا بودند. 

بعد از اين دوره دكترهاي ( البته نه دكتر به معناي امروزي كه دوره آكادميك گذارنده باشد) از روستاي استرك براي معالجه به روستاي ما مي‌آمدند. ميزا‌آقا مهدي يكي از اين افراد بود. علاوه بر ميرزا آقا مهدي فردي ديگري به نام « شريعتي» كه به او دكتر شريعتي مي‌گفتند.دكتر شريعتي همسر وادقاني براي خوداختيار كرد و با اقامت در خانه‌اي (روبروي منزل مرحوم عليمحمد حياتي) كه  در حال حاضر به خانه دكتر معروف است طبابت مي‌كرد ‌.علاوه بر اين  مردم روستاهاي اطراف نيز با تنها وسيله نقليه خود كه به قول مرحوم حاج شيخ هاشم تقديري‌(ره) دراز گوش بود، براي معالجه نزد او مي‌امدند. بطوري كه در درب خانه دكتر هميشه چندين دراز گوش بسته شده‌بود. دكتر شريعتي كه به «آقا كوچكه» مشهور بود در طب سنتي مهارت داشت و بيشتر داروهاي  مورد نياز را خودش مي‌ساخت. افرادي كه به او مراجعه مي‌كردند تنها هزينه داروها را مي‌پرداختند.  به موازات دكتر شريعتي گاهي اوقات دكتر ديگري به نام دكتر حسام در منزل ميان ده حاج صادق فلاح (روبروي قصابي سلطانعلي شعباني) به طبابت مي‌پرداخت و داروهاي مورد نيز را به همراه داشت. مرحوم دكتر افراسيابي كه طبابت را بطور آكادميك گذرانده بود نيز در روستا وادقان به طبابت مي‌پرداخت. اين فرد بعد از مهاجرت به تهران باز هم مردم وادقان درتهران براي طبابت نزد او مي‌آمدند.طبابت در وادقان

يكي از بيماريهاي كشنده در زمان هاي گذشته تب مالاريا و بيمارهاي واگيردار بود. بر اين اساس  دولت با ايجاد اداراتي تحت عنوان اداره ريشه كني مالاريا و مبارزه با بيماريهاي واگير در شهرستان‌ها نمود.  امين اميني وادقاني رييس اين اداره را در شهرستان كاشان بعهده داشت و رحمت الله ملكي وادقاني نيز از كاركنان آن اداره بود. اداره ريشه كني مالاريا و مبارزه با بيماريهاي واگير ضمن سمپاشي در منازل  بر روي ديوار مي‌نوشتند كه در فلان تاريخ د.د.ت ( سم مبارزه با پشه مالاريا) زده شده است. اين نوشته‌ها  هم اكنون نيز در برخي از خانه‌هاي قديمي روستا ديده مي‌شود. علاوه بر اين اقداماتي  براي پيشگيري از بيمارهاي واگيردار و كشنده‌ همانند آبله‌، سرخك ، حصبه و كزاز صورت مي‌گرفت. بر اين اساس هر خانواده‌اي داراي كارت بهداشت بود و روي ان اقدامات انجام شده همانند تاريخ تلقيح واكسن‌ها  و ساير بيماريها و علت فوت  ثبت مي‌گرديد. اين كارت معمولاً در پشت درب خانه افراد همانند كنترل برق با  «سريش» يا «قرا» به ديوار چسبانده شده بود. همچنين ماموران بهداشت با حضور در مدرسه كار واكسن زني دانش‌آموزان را انجام مي داند.

رحمت الله ملكي نيز از طرف اداره بهداشت كاشان امور بهداشتي روستا را بعهده داشت و هر از گاهي با حضور در روستا به تجويز دارو مي‌پرداخت. او كيفي همانند كيف وكلا  در دست داشت كه در داخل آن دارو‌ ( داروهاي معمول) و تجهيزات پزشكي‌ ( دستگاه فشار خون و ضربان قلب ، اندازه گيري تب) مورد نياز قرار داشت و به منازل افراد مراجعه مي كرد و آنان را معاينه مي‌كرد. يكي از داروهاي كه بسيار تجويز مي‌نمود و در داخل پاكت قرار داشت داروي به نام «چهارگرده» بود كه براي بيشتر مريضي‌ها آنرا تجويز مي‌كرد.

با گسترش بهداشت در روستا‌ها اولين مركز بهداشت در روستاي  «كمال‌الملك» يا «كله» ايجاد شد. اين مركز نيز بدليل عدم كمبود پزشك ايراني از پزشك هندي برخودار بود و فردي به نام حيدري (كه اهل روستاي كله بود) دادن دارو و تزريقات را بهعده داشت. مردم روستاي‌هاي اطراف نيز به اين مركز مراجعه مي‌كردند. بر اين اساس مردم روستاي اطراف با دراز گوش به اين مركز مي‌رفتند. رمضانعلي حياتي  هر از گاهي با وانت ايسوز خود در كوچه‌هاي اصلي روستا با بوق زدن و با اعلام رفتن به كله افراد بيمار را جمع مي‌كرد و نزد دكتر مي‌برد. بعد از مدتي دكتر در برخي از روزها به روستا مي آمد و از انجا كه در روستا محلي براي طبابت نبود. يكي از منازل خالي براي اين كار انتخاب مي‌گرديد. منزل قبلي رجبعلي حياتي (پايين مسجد) و حاج محمد غلامرضايي در زمره اين منازل بود.  با اين وجود در برخي مواقع افراد بيمار به شهر كاشان نيزمراجعه مي كردند. بر اين اساس در شب قبل از اينكه فرد بيمار به كاشان عزيمت نمايند بستگان و اقوام در خانه بيمار جمع مي‌شدند. اين افراد در باره اينكه فرد بيمار به كدام پزشك مراجعه نمايد، بحث و گفتگو مي‌كردند.از آنجا كه افراد اسامي دكترها را بلد نبودند، بيشتر آنها را به محل مطب و يا مبلغ ويزيت آنها مي‌شناختند. براي مثال مي‌گفتند بهتر است به دكتر يك توماني و يا دو توماني مراجعه شود.در شبي كه بيمار از كاشان به روستا بر‌مي‌گشت همانند شبي كه قصد عزيمت به شهر را داشت‌، افراد در خانه بيمار جمع مي‌شدند تا جوياي حال بيمار شوند. ناگفته نماند آنقدر افراد بحث و گفتگو مي‌كردند كه بيمار از اين شرايط خسته مي‌گرديد.

از كار طبابت كه بگذريم  آرايشگري مردان ، كشيدن دندان و مسلمان كردن پسران  تماماً يك شغل و حرفه به شمار مي‌رفت و توسط يك نفر انجام مي‌پذيرفت . در روستاي ما اين كار توسط استاد حسين سلماني صورت مي‌گرفت. او در زمان فعاليت كشاورزي بدليل اينكه مردان در دشت مشغول بكار بودند، وسايل خود را به دشت مي‌برد و در آنجا مردان را اصلاح مي‌كرد و در فصول بيكاري كشاورزان در آفتابرو يا منازل به اصلاح آنها مي‌پرداخت. در كنار اين كار او وسيله كشيدن دادن كه به اصطلاح «قلبتنگ» مي‌گفتند به همراه وسايل آرايشگري خود داشت. وقتي فردي دندانش درد مي‌كرد به كمك اين وسيله و بدون توجه به ضرورت و يا عدم ضرورت كشيدن آن و بدون استفاده از داروي بي حس‌كننده اقدام به كشيدن دندان‌ها مي‌نمود. گاهي اوقات بدليل عدم شناخت و عدم اطلاع بيمار از اينكه كدام دندان درد مي‌كند، اقدام به كشيدن دندان‌هاي سالم نيز مي‌نمود. براي اينكه از خونريزي دندان جلوگيري نمايد مقداري پنبه نيز به همراه خود داشت كه آنرا روي محل دندان كشيده مي‌گذاشت تا خونريزي آن جلوگير نمايد. البته گاهي اوقات بدليل اينكه اين پنبه در مجاورت وسايل آرايشگري بود، پنبه‌ها آغشته به موريزه مي‌گرديد. سپس او به قول امروزي‌ها كلاس كار خود را بالا برد و براي اينكه محل دندان كشيده شده بيماران را اذيت نكند قرص‌هاي مسكن دو رنگي كه به قرص «آكسار» مشهور بود، به آنها مي‌داد. دستمزد كار او در تابستان و سر خرمن با دادن مقداري از بار پرداخت مي‌گرديد. با درگذشت استادحسين سلماني  فرزندان او (سيف‌الله و رحمت‌الله)  تنها كار آرايشگري پدر را ادامه دادند و  مرحوم استاد حمزه وني و مرحوم  استاد عباس ارمكي نيز پسران را مسلمان مي‌كرد. مردم  براي كشيدن دندان به بيمارستان گلابچي كاشان مي‌‌رفتند.

همسر استاد حسين سلماني  كه به خاله شريف مشهور بود كار وضع حمل خانم‌ها را بعهده داشت و به اصطلاح «قابله» بود. علاوه بر خاله شريف  والده حاج صفر اسماعيل زاده و مرحوم خاله پري نيز اين كار را انجام مي‌داند. گوش دختران نيز توسط همين افراد سوراخ مي‌گرديد. كار ترزيقات نيز توسط همسر حاج صادق فلاح و همسر حاج حمزه حسن‌زاده  و سيد علي ميرزا اسماعيلي صورت مي‌گرفت. از آنجا كه وسايل ترزيقات وسايل  همانند امروزه يكبار مصرف نبود، قبل تزريق آمپول آنرا در ظرف آب كوچك مي‌جوشاندند تا وسايل استليزه شود. در صورتي كه  بر اثر چاقو و يا ساير وسايل برنده به فرد آسيب مي‌رسيد به محل زخم ادار مي‌كردند تا از خونريزي جلوگيري شود و با سوزاندن پارچه آنرا روي زخم قرار مي‌دادند تا زخم بهبود يابد. بعدها به جاي ادار  از داروي به نام «ميركركرم» استفاده مي‌كردند.ميركركرم به بصورت گرد بود به آن آب اضافه مي‌كردند و به محل زخم مي‌ريختند. بعدها ميركر‌كرم جاي خود را به بتادين داد. 

در سال 1356 مرحوم لاجوردي‌‌(صاحب كارخانجات نساجي كاشان) در محل حمام قديمي اقدام به ساخت بهداري نمودد. در ابتدا دكتري هندي به نام دكتر محمود كه پزشك حاذق و باجذبه‌اي بود بيماران را ويزيت مي‌نمود. همسر محمد غلامي، شهيد محمدحسين مصلحي و نصرالله هاشمزاده نيز ساير كارها را از قبيل ترزيقات، دادن دارو و نظافت را انجام مي‌دادند و بعد از دكتر محمود نيز چندين دكتر هندي در بهداري به طبابت پرداختند و افراد ديگري از روستا در بهداري مشغول بكار بودند. با سياست دولت در زمينه افزايش پزشكان و حضور فارغ التحصيلان دانشگاههاي داخلي، دكترهاي هندي  نيز به وطن خود برگشتند و بهداري توسط پزشكان ايراني اداره گرديد.

بدين ترتيب با گذشت زمان و پيشرفت‌هاي كه در علم پزشكي بوجود آمد، مردم روستاي ما نيز از آن بي‌بهره نبودند وسطح بهداشت و اميد به زندگي افزايش يافت و تنها يادگار به جامانده از آن دوران نوشته‌هاي سمپاشي د.د.ت است كه هنوز بر ديواري هاي خانه‌ روستا به چشم مي‌خورد.

نظر (1)

...
0
You are a good writer. It will be good if any small time that you find you write something. The them is good, history. They will be references for future historians.
nasrollah , ژوئن 22, 2010

Write comment

smaller | bigger

busy
 

مقالات اختصاصی وادقان

از عمه خانم تا دكتر محمود
طبابت در روستا ما به موازات تغييرات در علم طب تغيير پيدا كرده‌است‌. اين تغييرات در جهت افزايش اميد به زندگي و مبارزه با
۳۰ خرداد ۱۳۸۹, ۱۱.۵۶ بیشتر بخوانید..
قنات‌هاي وادقان‌: از بند خسروآباد تا سلخ معدي
روستای وادقان كه در قسمت بالاي رشته كوههاي مركزي ايران ( كه به تخت سرحوض مشهور است) قرار دارد، اطراف آن كوههاي بلندي و كوچكي
۳۱ خرداد ۱۳۸۹, ۱۱.۲۲ بیشتر بخوانید..
ترياك كاري در وادقان
ترياك كاري يكي از فعاليت‌هاي كشاورزي بود كه در دوره قبل انقلاب اسلامي ايران در وادقان رواج داشت. از آنجا كه كاشت خشخاش با
۰۲ تیر ۱۳۸۹, ۰۶.۰۲ بیشتر بخوانید..
گلابگيري در وادقان
با فرا رسيدن ارديبهشت ماه و شروع موسم گلابگيري، روستاي ما ‌كه در اين نواحي از كشور قرار دارد، به بركت گلهاي محمدي ، آواز
۱۲ تیر ۱۳۸۹, ۱۱.۱۰ بیشتر بخوانید..
از چراغ گرد سوز تا برق منطقه‌اي
مردم روستاي ما همانند اكثر روستا‌هاي كشور در ابتدا در براي روشنايي شب از چراغ گردسوز (براي روشني در منازل) و چراغ بادي (براي
۲۷ خرداد ۱۳۸۹, ۱۵.۲۳ بیشتر بخوانید..
نيمه شعبان در وادقان
امروز صبــــــا شكفته تر مي‌آيد بوي خوش يار سيمبر مي‌آيد پر غلغله گشته سر تا سر شهر آن يار سفر كرده مگر مي‌آيد نيمه
۰۴ مرداد ۱۳۸۹, ۰۴.۰۱ بیشتر بخوانید..
از سواد قرآني تا تحصيلات دانشگاهي
به موازات گسترش علم و استفاده هرچه بيشتراز آن در جوامع بشري ، روستا ما نيز از اين فرآيند نيزبي بهره نبوده و افراد زيادي
۱۶ مرداد ۱۳۸۹, ۲۰.۵۰ بیشتر بخوانید..

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز9
mod_vvisit_counterدیروز74
mod_vvisit_counterاین هفته9
mod_vvisit_counterهفته گذشته593
mod_vvisit_counterاین ماه326
mod_vvisit_counterماه گذشته1648
mod_vvisit_counterکل بازدیدها4823

در 20 دقیقه گذشته : 7
آی پی شما : 38.107.191.102
,
امروز : 14 شهریور 1389

جعبه گفتگو پیام سریع

آخرین پیغام ها: 8 ساعت, 56 دقیقه قبل
  • mnazari : زماني كه مطلب نانوايي در روستاي وادقان را مي‌نوشتم از سطانعلي نبي‌زاده كه شاطر بود ياد كردم.ولي دوباره كه آنرا بازنويس مي‌كردم مجبور شدم كه عبارت مرحوم را نيز به اول آن اضافه نمايم. ولي چاره ديگر نبود و به تمام اين اسامي يكي پس از ديگري اين واژه اضافه خواهد شد. چرا همه افراد ذ
  • mehdi56 : سلام ولادت امام حسن بر همگان مبارک باد
  • mehdi56 : سلام ولادت امام حسن بر همگان مبارک باد
  • barahoot : با تشکر از آقای نظری و آقای حسین حاجی زاه بابت زحمات صورت گرفته از خداوند بزرگ برای شما عزیزان سلامتی و موفقیت روزافزون را خواستارم: محسن حاجی زاده وادقانی
  • roohollah : بیدار نشدن سحر توی این رورها واویلاست
  • mehdi56 : سحر بیدار نمیشیم
  • mehdi56 : سلام ماه رمضون خوبه یا نه؟
  • mehdi56 : سلام ماه رمضون خوبه یا نه؟
  • mehdi56 : از اقای نظری خیلی متشکر واقعا دستش درد نکنه
  • mehdi56 : سلام چه خبر؟مردیم تا ثبت شدیم

فقط کاربران ثبت شده مجاز به ارسال هستند

ورود به سایت


به سایت روستای وادقان خوش آمدید

چه کسی حاضر است؟

 2 مهمان حاضر