|
روستای وادقان كه در قسمت بالاي رشته كوههاي مركزي ايران ( كه به تخت سرحوض مشهور است) قرار دارد، اطراف آن كوههاي بلندي و كوچكي (كه به آن قلمبه ميگويند) وجود دارد. كوهها قوقو ، الوند، فلاوري، بن بست ، هلاپران ، علي كشوم و قوقولي احمد عمدهترين كوههاي اطراف وادقان است. از آنجا كه اين روستا كوهستاني است، آب آن نيز بصورت قنات ميباشد. علاوه بر اين وادقان در بين روستاهاي اطراف از بيشترين قنات برخودار است ، بطوري كه تعداد آنها به چهارده قنات ميرسد.
در قسمت بالاي روستا قنات خسروآباد و دهنوي قرار دارد. اين دو قنات كه از دشت نسبتاً وسيع برخوار است در زمره قناتهاي پر آب وادقان است و از آب آنها پايداري برخودار است. آب قنات خسرو آباد در ابتداي قنات كه باغ مرحوم لطفالله باقرزاده قرار دارد به دو شق تقسيم ميشود يك شق آن به سوي باغها و زمينههاي كه متصل به دشت دهنوي است، ميرود. شق ديگر آن به سمت دشت نره، و چارماله ميباشد. قنات دهنوي بواسطه سلخ نسبتاً بزرگي كه در جلو آن است و يكسوي آن به صحرا است، محل مناسبي براي آبچر گله ميباشد. بر اين اساس گله روستا و روستاي ون براي آبچر در موقع ظهر به آنجا برده ميشود و چوپان نيز در سايه درختان آن به صرف ناهار و استراحت ميپردازد.
قنات دربچشمه ،عباسآباد ، قنات پايين و قنات اعيانه در قسمت جنوب جهت اصلي و به موازات خانههاي روستا كه روبه طرف قبله ميباشند، قرار گرفتهاست. قنات درب چشمه كه نسبت به ساير قنات از دشت وسيعي برخودار است ، تمامي دشتهاي جلو روستا را در برمي گيرد. ناگفته نماند زماني كه روستا فاقد غسالخانه بود ، مردم مردگان خود را در درب اين قنات غسل ميدادند. همچنين هر گاه فردي ميخواست به ديگري ناسزا بگويد يكي از اصطلاحاتي كه بكار ميبرد اين بود كه الهي صورتت را درب جوي چشمه بشويم. از اين عبارت داخل پرانتز كه بگذريم بايد گفت آب قنات پايين جزء آب قنات درب چشمه ميشود و مالكان آن همان مالكان آب قنات درب چشمه ميباشد. در ابتدا درب قنات پايين نزديك به قنات بالا و در طرف جوي آبي كه رو به جانب روستا بود، واقع شده بود. آب حمام قديم وادقان كه در محل درمانگاه بود، بوسيله جوي آب كه رو به جانب روستا بود به حمام ميرسيد. ولي بعداً محل ظهور آب قنات مذكور را به نزديكي كوچه حاج عزيز منتقل نمودند و سلخي نيز براي آن ساختند . از آنجا كه اين قنات و سلخ در رودخانه قرار داشت و سيل به آن آسيب ميزد، سلخ آنرا تخريب نمودند و درب قنات را كمي پايينتر آوردند. قنات اعيانه كه در باغچه اعيان روحاني قرار دارد و از آب كمي برخودار است توسط او كنده شدهاست و بيشتر استفاده شخصي براي باغچه خود او دارد. قنات وزه و گلوه كه در امتداد دشت درب چشمه قرار دارد آب اندكي دارد. گرچه قنات وزه پرآب تر است. قنات عباسآباد كه آب آن از دره حوض و سنگ پامن سرچشمه ميگيرد تنها قنات بهار آب اين سوي روستا است كه پشت گردنه مبار قرار دارد. اين قنات همانند قنات دهنوي بدليل اينكه يكطرف آن به صحرا و بيابان راه دارد محل مناسبي براي آبچر گلهميباشد.
اكثر قناتهاي روستاي وادقان به استثناي دهنوي و عباس آباد
بر مدار ده روز ميچرخند كه به هر شبانه روز آن يك روزقه ميگويند. ولي قنات
دهنوي بر مدار هشت روز و قنات عباس بر مدار پنج روز ميچرخد.
قنات درب آسياب، عينيو قنات نو نيز در امتداد خانههاي روستا كه پشت به آفتاب ميباشند، قرار دارد. آب قنات درب آسياب و عيني با هم ميباشد. اين قنات ها نيز همانند قنات عباسآباد بهار آب ميباشند، بطور كه در فصل بهار با بارندگي كافي ، آب فراواني از اين رودخانه جاري است قنات نو نيز در امتداد خانههاي روستا كه پشت به آفتاب است قرار دارد . اين قنات كه از سلخ نسبتاً بزرگ و عميقي برخوار است و در كنار آن نيز صخره قرار دارد، محل مناسبي براي شنا كودكان در فصل تابستان بود. كودكان در موقع ظهر براي شنا كه در اصطلاح محلي آبتني ميگفتند در محل اين سلخ قرار ميگذاشتند و بعد از آبتني در صخرههاي كنار آن لباسهاي خود را ميپوشيدند. علاوه بر اين در زمان قديم كه لوله كشي آب وجود نداشت و مردم به كمك بشكه و حمل آن بوسيله الاغ صورت ميگرفت بدليل نزديكي به روستا و در كنار جاده قرا داشتن آن، محل مناسبي براي تامين آب مردم روستا بود.
در پايين روستا نيز قنات خواجه و معدي قرار دارند كه همانند قنات هاي رودخانه درب آسياب بهار آب است. اكثر مالكان آب قنات معدي مالك قنات خواجه ميباشند. تنها دو روز از ده روز آب قنات معدي كه به باغهاي با سلخ اختصاص دارد، آب خواجه را در اختيار ندارند. در عوض از آنجا كه قنات خواجه نيز بالاتر از قنات معدي در اين دو روز، آب قنات خواجه به باغهاي بالاي سلخ معدي اختصاص دارد. لازم به ذكر است در امتداد دشت قنات معدي كه به دشت پايين مشهور است، مزارع و سپس محلههاي مسكوني روستاي سار واقع شدهاست. به عبارت ديگر دشت پايين روستاي سار را به روستاي وادقان وصل ميكند.
اكثر قناتهاي روستاي وادقان به استثناي دهنوي و عباس آباد بر مدار ده روز ميچرخند كه به هر شبانه روز آن يك روزقه ميگويند. ولي قنات دهنوي بر مدار هشت روز و قنات عباس بر مدار پنج روز ميچرخد. چهار شبانه روز از آب قنات ها درب آسياب ، عيني، خواجه و معدي متعلق به روستاي سار است كه زمينهاي آنها در امتداد زمينهاي دشت پايين، واقع شده است. از آنجا كه فاصله اين قناتها بويژه درب آسياب و عيني از اين زمينها دور است به منظور جلوگيري از اتلاف آب اين قناتها ، اهالي روستاي سار اقدام به لوله كشي در رودخانه درب آسياب و دشت پايين نمودهاند و آب خود را بوسيله كانال به آن مزارع ميرسانند. همچنين 14 ساعت از آب قنات خسروآباد وقف زيات شاهزاده احمدابن موسي است كه در زمان قديم آب روز مذكور كه در روزقه دهمين قرار داشت به داخل روستا ميآمد و علاوه بر آبياري باغچه زيات ، خندق، آب انبار مسجد نيز براي آب غير شرب پر ميگرديد. حوضهاي خانه روستا و درختان داخل خانه هاي از آب آن سيراب مي گرديدند. با لوله كشي آب در روستا آب روزقه مذكور به كمك لوله كشي وارد منبع آب روستا ميگردد. لازم به ذكر است كه آب شرب روستا بوسيله چاه نسبتاً عميقي كه در ميان ده ميباشد و قبلاً متعلق به رحيمي بود، تامين ميشود. از آنجا كه چاه آب در ميان روستا ميباشد و منبع آب در بالاي روستا آب چاه با لوله وارد منبع ميشود.
واحد اندازه گيري آب در روستا ما قدم است كه هر قدم 25 دقيقه است. در مورد فلسفه اين واژه لازم به ذكر است از آنجا كه در زمان قديم وسيلهاي سنجش زمان وجود نداشت ، طلوع آفتاب را موقع خراز يا تغيير روزقه تغيير تعيين كرده بودند. از سوي ديگر هر 25 دقيقه به اندازه يك قدم پا، سايه افراد كوتاه تر مي گردد، لذا وسيله اندازه گيري را قدم نامگذار نمودهاند. به عبارت ديگر از طلوع آفتاب كه موقع تغيير روزقه قناتهاي وادقان كه به آن اصطلاحاً خراز ميگويند، است، سايه انسان به اندازه چهارده قدم است كه به ازاي هر 25 دقيقه سايه به اندازه يك قدم كوتاه ميشود. اين معيار براي بسياري از قناتها حال حاضر جاري است و افراد صاحب آب در روزقه بعد، با مشاهد طلوع آفتاب، آب را در اختيار خود ميگرفتند. ولي برخي نيز آب را پيش از موعد مقرر كه طلوع آفتاب بود در تملك خود قرار ميدادند كه بين كشاورزان اين ضرب مثل را در باره آنان رايج بود كه فلاني اول آب را ميبندد و بعد وضو ميگيرد و نماز ميخواند. با اختراع واحد سنجش زمان و ساعت برخي قناتها ساعت دوازده ظهر موقع و برخي ساعت شش بعد از ظهر را موقع خراز آب قرار دادند.
بدين ترتيب آب كه اصليترين عامل حيات است ، چهار طرف روستا را سرسبز نگهداشت و روستاي ما را همانند نگيني در خود جا داده است تا شاهد زيبايي هاي طبيعت و لطف خداوند برزگ كه ارزاني اين گوشه خاكي نموده است، باشيم.
 |