|
نوشته شده توسط محمود نظری
|
|
دوشنبه ۱۴ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۳۹ |

اولين باري كه با نام شريف وادقاني آشنا شدم به سال 1363 برميگردد. در آن زمان مرحوم استاد حسينعلي ملكي كه انسان وارسته ، فهيم و قباله نويس نيز بود، ميگفت معلمي در كاشان كه متوجه شده بود آقاي ابوالفضل فلاحيان اهل وادقان است، به او گفته بود كه من شعرهاي شريف وادقاني را دارم. بعد از اين هر از گاهي استاد علي محسني نيز نامي از ايشان به ميان مياورد و با لهجه وادقاني خود عنوان مينمود كه شريف وادقا... |
|
نوشته شده توسط محمود نظری
|
|
چهارشنبه ۰۲ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۰۵:۳۶ |

مرا سري است كه محتاج خاك پاي علي است
بريده باد سري كان نه در هواي علي اســـت
به روشـــني نتواني رسيد بي مـــــــهرش
كه آفتاب فلــــك روشن از ولاي علــي است
مرا به غير علـــي نيست ورد شام و ســـحر
كدام ورد چون نام فــرح فزاي علــــي است
كسي كه سـركشد از طاعتش خـــدا دور است
خــدا شناس بود آنكه در رضاي علــــي است
اگـــر به ديده روشن قدم نهد شـــــرف است
حسيـــن آنكه زبعد حسن به جاي ... |